موسیقی برای هر کسی معنای خودش را دارد. برای یکی، صدای یک قطعه کلاسیک میتواند بخشی از یک صبح آرام باشد؛ برای دیگری، ریتم موسیقی سنتی با دویدن و هیجان همراه میشود. گاهی هم موسیقی همان چیزی است که وسط تمرین سخت یا یک لحظه پرهیجان، انرژی بیشتری به آدم میدهد.
ایده تیزر تبلیغاتی هدفون FiiO EH11 از همین تفاوتها شکل گرفت؛ اینکه یک هدفون چگونه میتواند در دل زندگی آدمهای مختلف حضور داشته باشد. رایکاماه این ایده را با استفاده کامل از هوش مصنوعی به یک روایت تصویری تبدیل کرد؛ روایتی که از یک شخصیت شیک پوش و موسیقی کلاسیک شروع میشود، به دنیای یک دانش آموز چینی و موسیقی سنتی میرسد و در ادامه، ورزش و هیجان شهربازی را هم تجربه میکند.
یک محصول، چهار سبک زندگی و یک نقطه مشترک: موسیقی.
آدمها موسیقی را به یک شکل نمیشنوند. یکی آن را برای لحظهای آرام و شخصی انتخاب میکند، دیگری برای دویدن و حرکت، یکی برای تمرکز بیشتر و دیگری برای لذت بردن از یک لحظه هیجانانگیز. همین تفاوت، نقطه شروع ایده این تیزر بود.
در تبلیغ FiiO EH11، هدفون فقط یک محصول در قاب نیست؛ همراه آدمهایی است که هرکدام دنیای خودشان را دارند. زنی شیک پوش در مسیر رفتن به سمت ماشینش، با موسیقی کلاسیک لحظهای آرام برای خودش ساخته است. کمی آن طرفتر، یک دانشآموز چینی با موسیقی سنتی و شور و انرژی میدود. در باشگاه، موسیقی انگیزشی بخشی از ریتم تمرین یک ورزشکار میشود و در شهربازی، یک تجربه پرهیجان با موسیقی گره میخورد.
چهار آدم، چهار حالوهوا و چهار انتخاب متفاوت؛ اما یک چیز میان همه آنها مشترک است: لذت شنیدن موسیقی با FiiO EH11.
ایده تیزر تلاش میکند به جای اینکه فقط ویژگیهای یک هدفون را معرفی کند، نشان دهد موسیقی چگونه میتواند در لحظههای کاملاً متفاوت زندگی حضور داشته باشد.
From China to every country. جملهای که در پایان تیزر شنیده میشود، فقط یک شعار نیست؛ در واقع خلاصهای از نگاه این پروژه است. محصولی که از چین میآید، اما تجربهای که درباره موسیقی و لذت شنیدن آن روایت میشود، مرز مشخصی ندارد.
در این تیزر، شخصیتها و موقعیتها عمداً از یک سبک زندگی واحد فاصله گرفتهاند. موسیقی کلاسیک، موسیقی سنتی چینی، تمرین ورزشی و هیجان یک شهربازی، هرکدام بخشی از زندگی آدمهایی هستند که شاید از نظر فرهنگ و سبک زندگی تفاوت زیادی با هم داشته باشند، اما در یک چیز مشترکاند: موسیقی میتواند بخشی از لحظههای روزمره آنها باشد.
برای رایکاماه، همکاری در چنین پروژهای فقط به ساخت یک ویدئوی تبلیغاتی محدود نمیشود. وقتی یک پروژه برای یک برند و مخاطب بین المللی ساخته میشود، ایده باید بتواند بدون نیاز به توضیح زیاد، ارتباط خودش را با مخاطب پیدا کند. این همان جایی است که نگاه خلاقانه، روایت تصویری و توانایی تولید با هوش مصنوعی در کنار هم قرار میگیرند.
این پروژه، یکی از نمونههای همکاری بین المللی رایکاماه در زمینه تولید محتوای تبلیغاتی با هوش مصنوعی است؛ تجربهای که نشان میدهد یک ایده خوب میتواند از یک بازار شروع شود و برای مخاطبانی بسیار فراتر از آن روایت شود.
ساخت یک تیزر تبلیغاتی با هوش مصنوعی فقط به تولید چند تصویر زیبا و تبدیل آنها به ویدئو خلاصه نمیشود. وقتی قرار است چند شخصیت متفاوت، چند فضای مختلف و یک محصول مشخص در یک تبلیغ کنار هم قرار بگیرند، باید از همان ابتدا همه چیز در خدمت یک ایده واحد باشد. در پروژه FiiO EH11 نیز مسیر تولید از ایده آغاز شد و مرحلهبهمرحله به نسخه نهایی تیزر رسید.
اولین قدم، پیدا کردن ایدهای بود که بتواند ویژگی اصلی محصول را در قالب یک روایت ساده و قابل فهم نشان دهد. قرار نبود فقط خود هدفون نمایش داده شود؛ هدف این بود که ببینیم FiiO EH11 در زندگی آدمهای متفاوت چه جایگاهی پیدا میکند.
بر همین اساس، شخصیتها و موقعیتهای مختلف شکل گرفتند؛ از یک زن شیک پوش که موسیقی کلاسیک گوش میدهد تا یک دانش آموز چینی، یک ورزشکار و شخصیتی که در شهربازی سرگرم است. هرکدام قرار بود حالوهوای متفاوتی داشته باشند، اما همه در یک روایت تبلیغاتی مشترک به هم برسند.
بعد از مشخص شدن ایده، شخصیتها و محیط هر صحنه طراحی شدند. ظاهر، لباس، فضای اطراف، نوع حرکت و حالوهوای هر شخصیت باید با موقعیتی که در آن قرار داشت هماهنگ میشد.
در این مرحله، یکی از چالشهای مهم تولید با هوش مصنوعی، حفظ هماهنگی میان شخصیتها و نماهای مختلف بود؛ به خصوص زمانی که قرار است محصولی مانند هدفون در موقعیتهای متفاوت، همچنان قابل تشخیص و یکپارچه باقی بماند.
پس از آماده شدن طراحیها، نماهای مورد نیاز برای تیزر با هوش مصنوعی تولید و به ویدئو تبدیل شدند. حرکت شخصیتها، دوربین، فضای هر صحنه و ارتباط آن با موسیقی باید طوری انتخاب میشد که هر نما به تنهایی جذاب باشد و در کنار نماهای دیگر نیز ریتم و انسجام تبلیغ را حفظ کند.
اینجا هوش مصنوعی فقط وظیفه ساخت تصویر را بر عهده ندارد؛ هدایت بصری و انتخاب درست نماها است که مشخص میکند خروجیهای تولیدشده در نهایت به یک تیزر تبلیغاتی واقعی تبدیل شوند یا صرفاً مجموعهای از تصاویر جذاب باقی بمانند.
در مرحله آخر، نماهای تولید شده در کنار موسیقی، صدا و نریشن قرار گرفتند و ریتم نهایی تیزر شکل گرفت. جمله پایانی «From China to every country, FiiO EH11» نیز همان ایدهای را کامل میکند که از ابتدا در طراحی پروژه دنبال میشد: یک محصول، تجربههای متفاوت و مخاطبانی فراتر از یک بازار.
نتیجه، یک تیزر تبلیغاتی FiiO EH11 است که تمام مراحل تولید آن با هوش مصنوعی انجام شده و در عین حال، ایده، کارگردانی بصری و تصمیمهای خلاقانه انسانی در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
ساخت یک تیزر تبلیغاتی با هوش مصنوعی زمانی جذاب میشود که خروجیهای مختلف در نهایت شبیه یک اثر واحد به نظر برسند؛ نه مجموعهای از تصاویر و ویدئوهای جدا از هم.
در پروژه FiiO EH11، مسیر تولید از یک ایده مشخص شروع شد و با طراحی شخصیتها و فضاها، تولید نماهای تبلیغاتی، هماهنگ سازی ظاهر و حالوهوای صحنهها و در نهایت تدوین به یک تیزر یکپارچه رسید. هر تصمیم، از انتخاب نوع شخصیت و محیط گرفته تا حرکت دوربین و ریتم تدوین، برای این بود که محصول در میان این دنیاهای متفاوت همچنان محور روایت باقی بماند.
این همان جایی است که تخصص رایکاماه در تولید تیزر با هوش مصنوعی خودش را نشان میدهد؛ جایی که AI بخش مهمی از فرآیند تولید است، اما ایده، نگاه خلاقانه، کارگردانی بصری و انتخاب نهایی همچنان تعیین میکنند که مخاطب چه چیزی ببیند و چه حسی از تبلیغ بگیرد.
هر محصولی یک ویژگی دارد که میتواند شروع یک ایده تبلیغاتی باشد؛ گاهی یک قابلیت فنی، گاهی یک حس، و گاهی تجربهای که قرار است در ذهن مخاطب باقی بماند. چیزی که این ایده را به یک تبلیغ مؤثر تبدیل میکند، پیدا کردن زبان تصویری مناسب برای روایت آن است.
آژانس تبلیغاتی رایکاماه در تولید تیزرهای تبلیغاتی با هوش مصنوعی، از همین نقطه شروع میکند؛ از ایده و روایت تا طراحی بصری، تولید نماها با AI و تدوین نهایی. هدف فقط ساخت یک ویدئوی زیبا نیست؛ هر بخش از تولید باید در خدمت ایدهای باشد که مخاطب بتواند آن را ببیند، احساس کند و به خاطر بسپارد.
تجربه پروژههایی مانند FiiO EH11 در کنار همکاریهای بینالمللی رایکاماه، بخشی از مسیر تولید محتوای تبلیغاتی برای برندهایی است که به دنبال راهی متفاوت برای معرفی محصول خود هستند.
اگر برای محصول یا برندتان یک ایده دارید، شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای یک تبلیغ معمولی، داستان متفاوتی برای آن بسازید.