
تبلیغات پری رول چیست؟ تصور کنید برای تماشای یک ویدیو وارد یوتیوب شدهاید، روی دکمه پخش میزنید و درست در همان لحظه، یک ویدیوی چند ثانیهای پیش از محتوای مورد نظر شما نمایش داده میشود. این چند ثانیه میتواند فرصتی طلایی برای یک برند باشد؛ فرصتی برای اینکه پیش از شروع محتوای اصلی، توجه مخاطب را جلب کند، یک پیام مشخص را منتقل کند و حتی او را به انجام یک اقدام مشخص ترغیب کند.
اما یک تبلیغ پری رول موفق فقط به قرار گرفتن یک ویدیوی تبلیغاتی قبل از ویدیوی اصلی محدود نمیشود. مخاطب در چند ثانیه نخست تصمیم میگیرد که تبلیغ را دنبال کند یا از آن عبور کند؛ به همین دلیل، ایده، داستان، تصویر، صدا و نحوه شروع تبلیغ اهمیت زیادی پیدا میکنند. یک ویدیوی معمولی ممکن است فرصت زیادی برای معرفی خود داشته باشد، اما تبلیغات پری رول باید خیلی سریع دلیل ماندن مخاطب را به او نشان دهد.
امروز، ترکیب خلاقیت و فناوری نیز مسیر ساخت این تبلیغات را تغییر داده است. هوش مصنوعی امکان خلق ایدهها و تصاویر متفاوت، ساخت نماهای خلاقانه و تولید نسخههای متنوع از یک تبلیغ را فراهم کرده است؛ موضوعی که میتواند دست برندها را برای ساخت تبلیغات ویدیویی متفاوت و اثرگذار بازتر کند.
تبلیغات پری رول نوعی تبلیغ ویدیویی است که پیش از شروع محتوای ویدیویی مورد نظر کاربر نمایش داده میشود. این تبلیغ معمولاً در پلتفرمهای ویدیویی مانند یوتیوب یا سرویسهای پخش ویدیو قرار میگیرد و برند از این فرصت برای جلب توجه مخاطب پیش از آغاز محتوای اصلی استفاده میکند.
عبارت Pre-Roll از دو بخش تشکیل شده است؛ «Pre» به معنای «قبل» و «Roll» به معنای پخش شدن محتوا است. بنابراین، تبلیغ پری رول به زبان ساده همان تبلیغ قبل از ویدیو است. برای مثال، زمانی که کاربر یک ویدیو را در یوتیوب انتخاب میکند و پیش از پخش آن یک تیزر تبلیغاتی برایش نمایش داده میشود، با یک نمونه از تبلیغات ویدیویی پری رول روبهرو است.
البته پری رول را نباید با یک نوع یا قالب مشخص از تبلیغ اشتباه گرفت. پری رول جایگاه زمانی نمایش تبلیغ است؛ یعنی تبلیغ پیش از محتوای اصلی قرار میگیرد، در حالی که فرمت تبلیغ مشخص میکند این ویدیو چگونه به مخاطب نمایش داده شود؛ برای مثال، امکان رد کردن تبلیغ وجود داشته باشد یا مخاطب مجبور باشد آن را تا پایان تماشا کند. به همین دلیل، عبارت تبلیغات Pre-Roll بیشتر به زمان و موقعیت نمایش تبلیغ اشاره دارد تا شکل محتوای آن.
تبلیغات پری رول زمانی وارد تجربه کاربر میشود که او برای تماشای یک ویدیو اقدام میکند و پیش از شروع محتوای اصلی، یک تبلیغ برایش نمایش داده میشود. این فرایند فقط به پخش یک ویدیو محدود نیست؛ سیستم تبلیغاتی بر اساس کمپین، مخاطب و جایگاه موجود، تبلیغ مناسب را انتخاب میکند و سپس آن را در اختیار کاربر قرار میدهد.
فرایند نمایش یک تبلیغ پری رول را میتوان در چند مرحله ساده دنبال کرد. در هر مرحله، هدف اصلی این است که تبلیغ در زمان مناسب به مخاطب مناسب برسد و بتواند توجه او را به خود جلب کند.
همه تبلیغات پری رول الزاماً قابلیت رد کردن ندارند. این موضوع به نوع تبلیغ و تنظیمات کمپین بستگی دارد و در Google Ads قالبهایی مانند Skippable In-stream، Non-skippable In-stream و Bumper برای تبلیغات ویدیویی وجود دارند.
کاربر پس از ۵ ثانیه امکان رد کردن تبلیغ را پیدا میکند. بنابراین، شروع ویدیو اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا برند باید در همین چند ثانیه نخست دلیلی برای ادامه تماشا به مخاطب بدهد. این نوع تبلیغ میتواند پیش، حین یا پس از ویدیوی اصلی نمایش داده شود.
کاربر امکان رد کردن تبلیغ را ندارد و ویدیو باید در قالب زمانی تعیینشده پخش شود. گوگل در حال حاضر برای این نوع تبلیغ قالبهای مختلفی را متناسب با کمپین و محل نمایش ارائه میکند.
این تبلیغات کوتاه حداکثر ۶ ثانیه زمان دارند و کاربر نمیتواند آنها را رد کند. هدف اصلی بامپر، انتقال یک پیام کوتاه و به یاد ماندنی برای افزایش آگاهی از برند یا تقویت پیام یک کمپین است.
در نتیجه، وقتی درباره تبلیغ قبل از ویدیو صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم همه تبلیغات دقیقاً یک شکل دارند. تفاوت در قابلیت رد کردن، مدت نمایش و هدف کمپین باعث میشود نحوه طراحی و ساخت هر تبلیغ نیز متفاوت باشد. برای یک تبلیغ قابل رد کردن، جلب توجه سریع اهمیت بیشتری دارد؛ در حالی که در یک تبلیغ غیرقابل رد کردن، کیفیت روایت و انتقال کامل پیام اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تبلیغات پری رول میتوانند با توجه به نحوه نمایش و امکان رد کردن، شکلهای مختلفی داشته باشند. شناخت این قالبها به کسبوکار کمک میکند متناسب با هدف کمپین، نوع پیام و میزان زمانی که برای جلب توجه مخاطب در اختیار دارد، گزینه مناسبتری انتخاب کند.
| نوع تبلیغ | قابلیت Skip | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Skippable In-stream | دارد | جذب مخاطب، افزایش ترافیک، دریافت لید و کمک به فروش |
| Non-skippable In-stream | ندارد | انتقال کامل پیام و افزایش آگاهی از برند |
| Bumper | ندارد | انتقال پیام بسیار کوتاه و یادآوری برند |
در اینجا یک نکته مهم وجود دارد: پری رول به خودی خود یک فرمت تبلیغاتی نیست، بلکه جایگاه نمایش تبلیغ محسوب میشود. یعنی وقتی یک تبلیغ پیش از شروع محتوای اصلی نمایش داده میشود، از نظر جایگاه در موقعیت Pre-roll قرار دارد؛ اما نوع اجرای آن میتواند Skippable In-stream، Non-skippable In-stream یا Bumper باشد. گوگل نیز این قالبها را در دسته تبلیغات ویدیویی قرار میدهد و هرکدام را با ویژگیها و اهداف متفاوتی ارائه میکند.
تبلیغات پری رول محدود به یک پلتفرم خاص نیستند و میتوانند در محیطهای مختلفی که کاربر برای تماشای محتوای ویدیویی به آنها مراجعه میکند، نمایش داده شوند. یوتیوب یکی از شناختهشدهترین نمونهها است، اما امروزه تبلیغات ویدیویی در سایتها، اپلیکیشنها، سرویسهای پخش آنلاین و تلویزیونهای متصل نیز حضور دارند.
یوتیوب یکی از مهمترین بسترهای نمایش تبلیغات پری رول است. زمانی که کاربر برای تماشای یک ویدیو اقدام میکند، تبلیغ میتواند پیش از شروع ویدیوی اصلی نمایش داده شود. در این محیط، قالبهایی مانند تبلیغات قابل رد کردن، غیرقابل رد کردن و بامپر برای نمایش درون ویدیو وجود دارند.
البته تبلیغات ویدیویی در یوتیوب فقط به پری رول محدود نمیشوند و در بخشهایی مانند صفحه اصلی، نتایج جستوجو، ویدیوهای پیشنهادی و Shorts نیز قالبهای تبلیغاتی دیگری وجود دارند. بنابراین هنگام طراحی یک کمپین ویدیویی، باید جایگاه نمایش را متناسب با هدف و رفتار مخاطب انتخاب کرد.
تبلیغات ویدیویی میتوانند فراتر از یوتیوب و در سایتها و اپلیکیشنهای ناشرانی که در شبکه Google Video Partners قرار دارند نیز نمایش داده شوند. گوگل این ناشران را از نظر کیفیت و استانداردهای نمایش تبلیغات بررسی میکند و تبلیغات میتوانند در محیطهایی مانند سایتهای خبری، سرگرمی، ورزشی، بازیها و اپلیکیشنهای موبایلی نمایش داده شوند.
در این محیطها، تبلیغ ممکن است درون پخش کننده ویدیو، داخل اپلیکیشن یا در برخی جایگاههای ویدیویی دیگر نمایش داده شود. به همین دلیل، یک ویدیوی تبلیغاتی مناسب پری رول میتواند مخاطب را خارج از خود یوتیوب نیز هدف قرار دهد.
رشد سرویسهای پخش آنلاین باعث شده تبلیغات قبل از محتوا فقط به ویدیوهای سنتی وب محدود نماند. در محیطهای Streaming و Video on Demand (VOD) نیز تبلیغات ویدیویی میتوانند پیش از شروع محتوای انتخاب شده توسط مخاطب نمایش داده شوند.
این موضوع فرصت بیشتری برای برندها ایجاد میکند تا تبلیغ خود را در زمان تماشای محتوایی که برای مخاطب جذاب است نمایش دهند. در چنین شرایطی، کیفیت ویدیو، تناسب پیام با مخاطب و سرعت انتقال مفهوم اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا تبلیغ بخشی از تجربه تماشای محتوای مورد علاقه کاربر محسوب میشود.
تلویزیون متصل (Connected TV یا CTV) نیز به یکی از محیطهای مهم تبلیغات ویدیویی تبدیل شده است. در این مدل، کاربر از طریق تلویزیون هوشمند یا دستگاههای متصل به تلویزیون به محتوای آنلاین دسترسی پیدا میکند و تبلیغات ویدیویی میتوانند در محیطهای تلویزیونی و سرویسهای پخش آنلاین به او نمایش داده شوند. گوگل نیز امکان اجرای کمپینهای YouTube و شرکای آن را در محیط Connected TV فراهم کرده است.
البته هر تبلیغی که روی تلویزیون متصل نمایش داده میشود الزاماً پری رول نیست؛ جایگاه نمایش به نوع سرویس، محتوای در حال پخش و ساختار کمپین بستگی دارد. بنابراین بهتر است پری رول را یک موقعیت نمایش تبلیغ بدانیم، نه نام یک پلتفرم یا یک کانال تبلیغاتی مشخص.
در نتیجه، دامنه تبلیغات پری رول امروز از یک تبلیغ ساده پیش از ویدیوی یوتیوب فراتر رفته است. از ویدیوهای آنلاین و اپلیکیشنها تا سرویسهای VOD، Streaming و تلویزیونهای متصل، برندها میتوانند با توجه به مخاطب و هدف کمپین، محیط مناسبتری برای نمایش محتوای ویدیویی خود انتخاب کنند.
جایگاه نمایش تبلیغ نسبت به محتوای اصلی، یکی از تفاوتهای مهم در تبلیغات ویدیویی است. پریرول پیش از شروع ویدیو، میدرول در میانه ویدیو و پست رول پس از پایان محتوای اصلی نمایش داده میشود. گوگل نیز در Google Ad Manager این سه موقعیت را به همین شکل تعریف میکند.
برای انتخاب جایگاه مناسب، فقط زمان نمایش تبلیغ اهمیت ندارد؛ هدف کمپین و مرحلهای که مخاطب در آن قرار دارد نیز باید در نظر گرفته شود. جدول زیر تفاوت این سه نوع جایگاه را به شکل ساده نشان میدهد:
| نوع | زمان نمایش | بهترین کاربرد |
|---|---|---|
| Pre-roll | قبل از ویدیو | جلب توجه اولیه |
| Mid-roll | هنگام ویدیو | انتقال پیام در زمان درگیری مخاطب |
| Post-roll | بعد از ویدیو | دعوت به اقدام و هدایت مخاطب به مرحله بعد |
تبلیغ پری رول پیش از شروع محتوای اصلی نمایش داده میشود و اولین برخورد تبلیغاتی مخاطب با برند را شکل میدهد. به همین دلیل، جلب توجه در همان ثانیههای ابتدایی اهمیت زیادی دارد؛ به خصوص زمانی که کاربر امکان رد کردن تبلیغ را داشته باشد.
تبلیغ مید رول در میانه محتوای ویدیویی نمایش داده میشود و در واقع پخش محتوایی را که کاربر در حال تماشای آن است، برای مدتی متوقف میکند. این جایگاه میتواند زمانی مناسب باشد که مخاطب درگیر ویدیو شده و زمان بیشتری را برای دریافت پیام تبلیغاتی صرف کرده است.
تبلیغ پست رول پس از پایان محتوای اصلی نمایش داده میشود. این جایگاه میتواند برای هدایت مخاطبی که ویدیو را تا انتها تماشا کرده است به یک اقدام بعدی، مانند مراجعه به سایت، مشاهده محصول یا استفاده از یک پیشنهاد، کاربرد داشته باشد.
در میان این سه جایگاه، Pre-roll برای اولین برخورد مخاطب با برند اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا پیش از آنکه کاربر وارد محتوای اصلی شود، فرصت کوتاهی برای معرفی پیام برند در اختیار شما قرار میدهد. بنابراین، یک ایده خلاقانه، شروع قدرتمند و ساختار دقیق میتواند تعیین کند که مخاطب در همان چند ثانیه اول از تبلیغ عبور کند یا برای ادامه آن بماند.
تبلیغات پری رول فقط راهی برای نمایش یک ویدیو پیش از محتوای اصلی نیست؛ این جایگاه میتواند بخشی از مسیر جذب مخاطب، معرفی برند و هدایت مشتری به سمت اقدام موردنظر باشد. اگر ایده تبلیغ، مخاطب هدف و هدف کمپین به درستی انتخاب شوند، یک ویدیوی کوتاه میتواند در مراحل مختلف بازاریابی به کسبوکار کمک کند. گوگل نیز تبلیغات ویدیویی را برای اهدافی مانند افزایش آگاهی از برند، جذب ترافیک و فروش و همچنین هدف گیری مخاطبان مشخص ارائه میکند.
مهمترین ویژگی تبلیغ پری رول، قرار گرفتن آن در ابتدای تجربه تماشای مخاطب است. کاربر پیش از رسیدن به محتوایی که انتخاب کرده، با پیام تبلیغاتی برند مواجه میشود و همین موضوع فرصت ارزشمندی برای ایجاد یک اولین برخورد مؤثر فراهم میکند.
البته این فرصت کوتاه است و یک شروع ضعیف میتواند باعث شود مخاطب تبلیغ را نادیده بگیرد یا در صورت امکان، آن را رد کند. به همین دلیل، استفاده از یک ایده خلاقانه، تصویر جذاب یا پیام روشن در ثانیههای ابتدایی اهمیت زیادی دارد.
یکی از کاربردهای مهم تبلیغات پری رول، معرفی برند و افزایش آگاهی از برند است. یک ویدیوی کوتاه میتواند نام، هویت بصری، محصول یا پیام اصلی برند را در مدت کوتاهی در معرض دید مخاطبان مرتبط قرار دهد.
برای نمونه، یک برند تازه تأسیس میتواند به جای تمرکز مستقیم بر فروش، از یک تیزر کوتاه برای معرفی شخصیت و ارزش پیشنهادی خود استفاده کند. تکرار هوشمندانه این پیام در کمپینهای ویدیویی میتواند به ایجاد شناخت بیشتر از برند در میان مخاطبان هدف کمک کند.
ویدیو برخلاف تبلیغات صرفاً متنی، امکان استفاده همزمان از تصویر، صدا، موسیقی، دیالوگ و روایت را فراهم میکند. همین ویژگی باعث میشود برند بتواند احساس، کاربرد محصول یا فضای مورد نظر خود را در مدت کوتاهی به مخاطب منتقل کند.
برای کسبوکارهایی که به تولید تیزر تبلیغاتی، معرفی محصول یا روایت داستان برند نیاز دارند، پریرول میتواند فضای مناسبی برای ارائه یک پیام تصویری و اثرگذار ایجاد کند. البته هرچه زمان تبلیغ محدودتر باشد، انتخاب ایده و حذف عناصر غیرضروری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
یکی از مزایای مهم تبلیغات ویدیویی، امکان هدف گیری مخاطبان بر اساس معیارهای مختلف است. در Google Ads میتوان از معیارهایی مانند اطلاعات جمعیت شناختی، علایق، موضوعات، جایگاههای نمایش و دادههای مربوط به تعاملات قبلی مخاطبان برای هدفگیری کمپینهای ویدیویی استفاده کرد.
این قابلیت به کسبوکار کمک میکند پیام خود را صرفاً در برابر یک جمعیت عمومی قرار ندهد و تلاش کند آن را به افرادی برساند که احتمال ارتباط بیشتری با محصول یا خدمت دارند. برای مثال، یک برند ورزشی میتواند مخاطبان علاقه مند به موضوعات ورزشی را هدف قرار دهد و پیام تبلیغاتی خود را متناسب با نیاز آنها طراحی کند.
پریرول فقط برای افزایش آگاهی از برند کاربرد ندارد و میتواند بخشی از مسیر جذب مشتری نیز باشد. اگر پیام تبلیغاتی به درستی طراحی شود، میتوان مخاطب را از طریق یک دعوت به اقدام مشخص به سایت، صفحه محصول، فرم درخواست یا مسیر ارتباط با کسبوکار هدایت کرد.
برای مثال، یک شرکت خدماتی میتواند در پایان تیزر، مخاطب را به مشاهده نمونهکارها یا دریافت مشاوره دعوت کند. در چنین شرایطی، تبلیغات ویدیویی از یک ابزار صرفاً آگاهی بخش به بخشی از فرایند لیدگیری و فروش تبدیل میشود. گوگل نیز کمپینهای ویدیویی را برای اهدافی مانند افزایش فروش و جذب ترافیک وب سایت ارائه میکند.
مخاطبی که یک تبلیغ را دیده یا با محتوای ویدیویی برند تعامل داشته است، لزوماً در همان لحظه خرید نمیکند. تبلیغات ویدیویی این امکان را ایجاد میکنند که کسبوکار در مراحل بعدی دوباره با بخشی از این مخاطبان ارتباط برقرار کند.
در Google Ads میتوان از دادههای مربوط به تعامل قبلی کاربران با ویدیوها، تبلیغات یا کانال یوتیوب برای ایجاد گروههای مخاطب و اجرای کمپینهای بعدی استفاده کرد. این رویکرد که در گذشته بیشتر با عنوان بازاریابی مجدد شناخته میشد، میتواند برای ادامه ارتباط با افرادی که قبلاً با برند تعامل داشتهاند، کاربرد داشته باشد.
با وجود مزایای متعدد، تبلیغات پری رول همیشه نتیجه مطلوبی ایجاد نمیکنند. کیفیت ایده، نحوه اجرای ویدیو، هدف گذاری و حتی چند ثانیه نخست تبلیغ میتواند روی واکنش مخاطب اثر بگذارد؛ بنابراین پیش از اجرای کمپین باید چالشهای این نوع تبلیغات را نیز در نظر گرفت. مهمترین چالشهایی که هنگام طراحی و اجرای تبلیغات پری رول باید به آنها توجه کرد، شامل موارد زیر است:
در نهایت، مشکل بسیاری از تبلیغات پری رول، خود فرمت نیست؛ بلکه شروع ضعیف ویدیوی تبلیغاتی است. وقتی مخاطب در چند ثانیه نخست دلیل کافی برای ادامه تماشا پیدا نکند، حتی بهترین هدف گذاری تبلیغاتی نیز نمیتواند ضعف محتوای ویدیو را به طور کامل جبران کند. بنابراین، نقطه شروع یک پری رول موفق باید یک ایده خلاقانه و شروعی باشد که مخاطب را به ادامه تماشا ترغیب کند.
یک تبلیغات پری رول موفق فقط به کیفیت تصویر یا تدوین حرفهای وابسته نیست؛ تبلیغ باید بتواند در زمان کوتاه، توجه مخاطب را جلب کند، پیام مشخصی داشته باشد و او را به سمت اقدام مورد نظر هدایت کند. گوگل نیز در راهنمای فعلی خود برای تبلیغات ویدیویی، چهار اصل «جلب توجه، برندسازی، ایجاد ارتباط و دعوت به اقدام» را از اصول اصلی یک تبلیغ ویدیویی مؤثر میداند.
مخاطب برای تماشای محتوای دیگری وارد پلتفرم شده است؛ بنابراین تبلیغ پری رول باید از همان ابتدا دلیلی برای ادامه تماشا به او بدهد. شروع تبلیغ میتواند با یک قلاب جذاب (Hook)، سؤال، طرح یک مسئله، تصویر غیر منتظره یا یک وعده مشخص شکل بگیرد.
برای مثال، به جای اینکه تبلیغ با معرفی طولانی برند آغاز شود، میتوان مستقیماً سراغ مشکلی رفت که مخاطب با آن مواجه است یا تصویری نشان داد که کنجکاوی او را برانگیزد. گوگل نیز توصیه میکند تبلیغ خیلی سریع به اصل داستان برسد و در ثانیههای ابتدایی توجه مخاطب را درگیر کند.
مخاطب نباید برای فهمیدن منظور تبلیغ چند بار آن را تماشا کند. پیام اصلی باید ساده، متمرکز و متناسب با زمان تبلیغ باشد و از انتقال چند پیام نامرتبط در یک ویدیو جلوگیری شود. اگر هدف تبلیغ معرفی یک محصول است، مزیت اصلی محصول باید مشخص باشد؛ اگر هدف جذب لید است، مخاطب باید بداند چه پیشنهادی دریافت میکند و قدم بعدی او چیست. تمرکز پیام یکی از اصولی است که گوگل نیز در چارچوب طراحی تبلیغات ویدیویی مؤثر بر آن تأکید میکند.
قرار نیست مخاطب تا پایان ویدیو منتظر بماند تا متوجه شود تبلیغ متعلق به چه برندی است. نام، لوگو، محصول یا سایر عناصر هویتی برند میتوانند از بخشهای ابتدایی ویدیو وارد روایت شوند و در ادامه نیز به شکل طبیعی تکرار شوند.
البته نمایش زود هنگام برند نباید به یک معرفی خشک و جدا از داستان تبدیل شود. بهتر است هویت برند در دل تصویر، روایت یا مسئله اصلی تبلیغ قرار بگیرد تا هم قابل تشخیص باشد و هم تجربه تماشای مخاطب را مختل نکند.
تصویر و صدا در یک تبلیغ ویدیویی باید در یک جهت حرکت کنند و یک پیام واحد را تقویت کنند. انتخاب قاب، حرکت دوربین، موسیقی، صداگذاری، دیالوگ و نوشتههای روی تصویر باید با فضای برند و هدف تبلیغ هماهنگ باشند.
یک تصویر قدرتمند میتواند توجه مخاطب را جلب کند و صدا یا موسیقی مناسب میتواند احساس مورد نظر را تقویت کند. استفاده از متن روی تصویر نیز برای انتقال پیام در شرایطی که مخاطب صدا را خاموش کرده است، اهمیت دارد. گوگل نیز استفاده هماهنگ از صدا و نوشتههای روی تصویر را برای تقویت پیام تبلیغ توصیه میکند.
تبلیغ باید مشخص کند که پس از تماشای آن، مخاطب چه کاری انجام دهد. این اقدام میتواند خرید محصول، ثبت درخواست، دریافت مشاوره، ورود به سایت، مشاهده نمونهکار یا ثبتنام باشد.
عبارت دعوت به اقدام باید روشن و متناسب با هدف کمپین انتخاب شود؛ عباراتی مانند «بیشتر بدانید»، «ثبت درخواست» یا «همین حالا خرید کنید» نمونههایی از CTAهای مستقیم هستند. گوگل نیز استفاده از CTA مشخص را برای هدایت مخاطب به اقدام مورد نظر توصیه میکند.
حتی یک تبلیغ بسیار خلاقانه هم اگر برای مخاطب اشتباه ساخته شود، الزاماً نتیجه مطلوبی ایجاد نمیکند. لحن، داستان، تصاویر، شخصیتها و حتی نوع شوخی یا احساس موجود در ویدیو باید با ویژگیها و نیازهای مخاطب هدف هماهنگ باشند.
برای مثال، یک تبلیغ برای یک برند لوکس به زبان بصری متفاوتی نسبت به تبلیغ یک اپلیکیشن جوان پسند نیاز دارد. بنابراین پیش از تولید، باید مشخص شود مخاطب چه کسی است، چه مسئلهای دارد و چه چیزی میتواند او را به واکنش وادار کند.
گاهی تفاوت یک تبلیغ موفق و یک تبلیغ معمولی فقط به یک تغییر کوچک در شروع ویدیو، پیام، CTA یا شیوه روایت مربوط میشود. به همین دلیل، بهتر است به جای تولید یک نسخه و اجرای طولانی آن، چند نسخه خلاقانه با تفاوتهای مشخص تولید و عملکرد آنها مقایسه شود.
این نسخهها میتوانند در شروع ویدیو، پیام اصلی، CTA، تصویر، نسبت تصویر یا حتی زاویه روایت با یکدیگر تفاوت داشته باشند. گوگل نیز در راهنمای فعلی تبلیغات ویدیویی، استفاده از چند نسخه ویدیویی و فرمتهای مختلف را برای رسیدن به مخاطبان و بهینه سازی عملکرد توصیه میکند
در واقع، ساخت یک پریرول حرفهای از جایی آغاز میشود که ایده تبلیغاتی، روایت و شناخت مخاطب در کنار تولید باکیفیت قرار میگیرند. اینجا همان نقطهای است که تولید یک ویدیوی معمولی از ساخت یک Creative تبلیغاتی هدفمند جدا میشود و خلاقیت در ایدهپردازی و تولید میتواند مستقیماً روی نتیجه کمپین اثر بگذارد.
برای تبلیغات پری رول نمیتوان یک مدت زمان ثابت را به عنوان بهترین گزینه برای همه کمپینها معرفی کرد. طول ویدیو باید با هدف تبلیغ، نوع فرمت، محل نمایش و میزان پیچیدگی پیام هماهنگ باشد؛ یک پیام ساده ممکن است در ۶ ثانیه بهخوبی منتقل شود، در حالی که یک روایت تبلیغاتی به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. در راهنمای فعلی Google Ads نیز برای فرمتهای مختلف، طولهای متفاوتی در نظر گرفته شده است.
بنابراین، مدت مناسب تبلیغ پری رول به هدف کمپین، فرمت تبلیغ، پلتفرم و میزان پیچیدگی پیام بستگی دارد. برای یک کمپین آگاهی از برند ممکن است یک بامپر ۶ ثانیهای کافی باشد، اما برای معرفی یک محصول یا روایت یک داستان تبلیغاتی، نسخه ۱۵ یا ۳۰ ثانیهای انتخاب منطقیتری باشد.
ساخت یک تبلیغات پری رول مؤثر فقط به تولید یک ویدیوی زیبا خلاصه نمیشود. ویدیو باید از ابتدا با هدف کمپین، مخاطب، پیام و اقدام موردنظر هماهنگ باشد تا هر بخش از تولید در خدمت یک نتیجه مشخص قرار بگیرد. به همین دلیل، فرایند ساخت پری رول بهتر است از برنامه ریزی تبلیغاتی شروع شود و سپس به ایدهپردازی و تولید ویدیو برسد.
پیش از نوشتن سناریو باید مشخص شود تبلیغ دقیقاً چه نتیجهای باید ایجاد کند. هدف میتواند افزایش آگاهی از برند (Awareness)، جذب بازدید و ترافیک (Traffic)، دریافت اطلاعات تماس و لید (Leads) یا افزایش فروش (Sales) باشد. هدف کمپین روی ساختار ویدیو نیز اثر میگذارد. برای مثال، یک تبلیغ با هدف آگاهی از برند میتواند روی معرفی هویت برند تمرکز کند، در حالی که تبلیغی برای جذب لید باید پیشنهاد مشخص و مسیر اقدام سادهای داشته باشد.
پس از تعیین هدف، باید بدانید قرار است چه کسی تبلیغ را ببیند. سن، علایق، نیازها، مشکلات، رفتار خرید و دلیل احتمالی توجه مخاطب به محصول یا خدمت، اطلاعاتی هستند که در طراحی تبلیغ نقش دارند. شناخت مخاطب کمک میکند لحن، تصاویر، داستان و حتی نوع شروع ویدیو را متناسب با همان گروه انتخاب کنید. تبلیغی که برای مخاطب درست ساخته شود، شانس بیشتری برای ایجاد ارتباط و حفظ توجه او خواهد داشت.
سناریوی پریرول باید متناسب با زمان محدودی که در اختیار دارید نوشته شود. ابتدا پیام اصلی را مشخص کنید و سپس تصمیم بگیرید چگونه آن را در کوتاهترین مسیر ممکن به مخاطب منتقل کنید. یک ساختار ساده میتواند شامل شروع جذاب، طرح مسئله یا معرفی نیاز، ارائه راه حل، معرفی برند و دعوت به اقدام باشد. در این مرحله باید جزئیات غیرضروری حذف شوند تا ویدیو بهجای انتقال چند پیام، روی یک پیام اصلی تمرکز کند.
قلاب یا Hook همان بخشی از تبلیغ است که در نخستین لحظات، توجه مخاطب را هدف قرار میدهد. این بخش میتواند یک سؤال، تصویر غیرمنتظره، جمله تأثیرگذار، طرح یک مشکل یا نمایش نتیجهای جذاب باشد. برای تبلیغات قابل رد کردن، اهمیت Hook بیشتر میشود؛ زیرا مخاطب میتواند خیلی زود از تبلیغ عبور کند. بنابراین بهتر است جذابترین بخش ایده را به انتهای ویدیو موکول نکنید.
پس از نهایی شدن ایده و سناریو، نوبت به تولید میرسد. فیلمبرداری، بازیگری، طراحی صحنه، تدوین، موسیقی، صداگذاری، جلوههای بصری و در صورت نیاز تولید ویدیو با هوش مصنوعی میتوانند در این مرحله قرار بگیرند.
انتخاب روش تولید باید به ماهیت ایده و بودجه پروژه وابسته باشد. گاهی یک فیلمبرداری حرفهای بهترین انتخاب است و گاهی میتوان با ترکیب فیلمبرداری و ابزارهای هوش مصنوعی، تصاویری خلق کرد که تولید آنها به روش معمول دشوار یا پرهزینه است.
در پایان یا بخش مناسبی از ویدیو باید مشخص شود که مخاطب بعد از تماشای تبلیغ چه کاری انجام دهد. این اقدام میتواند ورود به سایت، خرید محصول، ثبت درخواست، دریافت مشاوره یا مشاهده نمونهکارها باشد.
CTA باید کوتاه، واضح و متناسب با هدف کمپین باشد. اگر مخاطب نداند قدم بعدی چیست، حتی یک ویدیوی جذاب نیز ممکن است نتواند او را به مرحله بعدی سفر مشتری منتقل کند.
بهتر است برای یک کمپین فقط به یک نسخه از تبلیغ اکتفا نکنید. میتوان چند نسخه با Hook، پیام، تصویر، CTA یا حتی مدت زمان متفاوت تولید کرد و عملکرد آنها را با یکدیگر مقایسه کرد.
این روش کمک میکند مشخص شود کدام ایده بیشتر توجه مخاطب را جلب میکند و کدام نسخه بهتر به هدف کمپین نزدیک میشود. در نتیجه، تولید چند محتوای ویدیویی تبلیغاتی و آزمایش آنها میتواند به جای تکیه بر حدس، تصمیمگیری بر اساس عملکرد واقعی را امکان پذیر کند.
در نهایت، یک پری رول حرفهای حاصل کنار هم قرار گرفتن استراتژی تبلیغاتی، ایده خلاقانه، سناریوی دقیق و تولید باکیفیت است. هرچه این مراحل منسجمتر طراحی شوند، ویدیو شانس بیشتری دارد که در همان زمان کوتاه، توجه مخاطب را به پیام برند تبدیل کند.
ورود هوش مصنوعی به تولید محتوای ویدیویی، امکانات تازهای برای ساخت تبلیغات پری رول ایجاد کرده است. امروزه بخشی از فرایند ایدهپردازی تا تولید تصویر و ویدیو را میتوان با ابزارهای هوش مصنوعی سریعتر انجام داد، اما استفاده حرفهای از این فناوری به معنای حذف خلاقیت انسانی نیست؛ بلکه AI زمانی بیشترین ارزش را ایجاد میکند که در کنار ایده، داستان پردازی و کارگردانی قرار بگیرد.
برای یک تبلیغ پری رول، این موضوع اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ویدیو باید در زمان کوتاه، هم توجه مخاطب را جلب کند و هم پیام برند را منتقل کند. هوش مصنوعی میتواند سرعت آزمودن ایدهها و ساخت نسخههای مختلف را افزایش دهد و در عین حال، دست تیم خلاق را برای اجرای ایدههایی که تولید آنها با روشهای معمول دشوار است، بازتر کند.
یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، کمک به توسعه ایدههای اولیه است. تیم خلاق میتواند یک مسئله، محصول، ویژگی برند یا هدف تبلیغاتی را به چند مسیر داستانی تبدیل کند و برای هر مسیر، ایدههای متفاوتی را بررسی کند. با این حال، خروجی هوش مصنوعی به تنهایی ایده نهایی تبلیغ نیست. انتخاب ایدهای که با هویت برند، مخاطب و هدف کمپین ارتباط داشته باشد، همچنان به نگاه انسانی و تجربه تیم خلاق نیاز دارد.
هوش مصنوعی میتواند در شکل دهی سناریو، پیشنهاد ساختار روایت، کوتاه سازی دیالوگها و ایجاد نسخههای مختلف یک ایده کمک کند. این قابلیت برای تبلیغات کوتاه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هر جمله و هر صحنه باید دلیل مشخصی برای حضور در ویدیو داشته باشد.
یکی از جذابترین کاربردهای هوش مصنوعی، امکان تولید تصاویر و ویدیوهایی است که میتوانند بخشی از فرایند ساخت تبلیغ را شکل دهند. از طراحی فضای یک صحنه و ساخت تصاویر مفهومی گرفته تا تولید نماهای ویدیویی، AI میتواند گزینههای بیشتری را در اختیار تیم تولید قرار دهد.
برخی ایدههای تبلیغاتی به تصاویری نیاز دارند که ساخت آنها با فیلمبرداری معمولی بسیار دشوار است؛ برای مثال، ورود یک شخصیت به یک دنیای خیالی، تغییر غیرواقعی محیط، ترکیب چند فضای متفاوت یا خلق یک موقعیت کاملاً فانتزی.
هوش مصنوعی میتواند امکان اجرای چنین ایدههایی را فراهم کند و مرز میان چیزی که میتوان با دوربین ثبت کرد و چیزی که میتوان بهصورت دیجیتال خلق کرد، گستردهتر کند. این قابلیت برای ساخت تیزرهای خلاقانه میتواند به یک مزیت مهم تبدیل شود؛ البته به شرطی که فناوری در خدمت داستان باشد، نه اینکه صرفاً برای نمایش قابلیتهای AI استفاده شود.
یکی از مزیتهای مهم AI، سرعت بالاتر در تولید نسخههای مختلف یک ایده است. میتوان برای یک تبلیغ، شروعهای متفاوت، تصاویر جایگزین، پیامهای مختلف یا نسخههای متناسب با پلتفرمهای گوناگون تولید کرد.
استفاده حرفهای از هوش مصنوعی در تولید ویدیو به این معنا نیست که فیلمساز، نویسنده، کارگردان یا تیم تولید دیگر نقشی ندارند. هوش مصنوعی سرعت و دامنه تولید را افزایش میدهد، اما ایده، روایت، کارگردانی خلاقانه و شناخت برند همچنان تعیین کننده کیفیت نهایی هستند.
یک ابزار هوش مصنوعی میتواند تصویر بسازد، اما تشخیص اینکه چه تصویری باید ساخته شود، چرا باید در آن نقطه از داستان قرار بگیرد و چگونه باید به پیام برند کمک کند، همچنان به تفکر خلاق نیاز دارد. به همین دلیل، بهترین نتیجه زمانی شکل میگیرد که فناوری در کنار تخصص تولیدکنندگان محتوا قرار بگیرد.
برای رایکاماه نیز همین رویکرد اهمیت دارد؛ یعنی استفاده از هوش مصنوعی به عنوان بخشی از فرایند حرفهای تولید، نه جایگزینی برای خلاقیت. ترکیب ایده پردازی، داستان پردازی، تولید تیزر، فیلم کوتاه، مستند و موزیک ویدیو با قابلیتهای جدید هوش مصنوعی میتواند امکان ساخت آثاری را فراهم کند که هم از نظر تبلیغاتی هدفمند باشند و هم از نظر بصری، هویت و داستان، متفاوت و متمایز دیده شوند.
هر ویدیوی تبلیغاتی را نمیتوان بدون تغییر به عنوان تبلیغات پری رول استفاده کرد. ویدیویی که برای معرفی یک برند، انتشار در شبکههای اجتماعی یا ارائه یک داستان ساخته میشود، معمولاً فرصت بیشتری برای ایجاد ارتباط با مخاطب دارد؛ اما پری رول باید در زمان کوتاه، توجه مخاطب را جلب و پیام تبلیغاتی را منتقل کند.
| ویژگی | ویدیوی معمولی | ویدیوی پری رول |
|---|---|---|
| هدف | ارائه محتوا | جلب توجه و انتقال پیام |
| زمان | میتواند طولانی باشد | معمولاً کوتاه و فشرده |
| شروع | امکان مقدمهچینی دارد | به Hook سریع نیاز دارد |
| CTA | ممکن است نداشته باشد | معمولاً ضروری است |
| تمرکز | محتوا | نتیجه تبلیغاتی |
تبلیغات پری رول و تیزر تبلیغاتی دو مفهوم متفاوت هستند، هرچند در بسیاری از کمپینها در کنار یکدیگر استفاده میشوند. تیزر تبلیغاتی یک نوع محتوای ویدیویی است که برای معرفی برند، محصول، خدمت یا یک پیام مشخص ساخته میشود؛ اما پری رول به شیوه و جایگاه نمایش این محتوا پیش از شروع یک ویدیوی دیگر اشاره دارد.
به بیان ساده، یک تیزر میتواند برای نمایش در جایگاه پری رول طراحی و تولید شود، اما هر تیزری الزاماً تبلیغ پری رول نیست. برای مثال، یک برند ممکن است تیزری را فقط در صفحه اصلی سایت یا شبکههای اجتماعی خود منتشر کند، در حالی که همان تیزر با ساختار مناسب و هدفگذاری درست میتواند در یک کمپین پریرول نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
تفاوت اصلی در این است که تیزر درباره خود محتوای ویدیویی است و پریرول درباره نحوه و زمان نمایش آن. بنابراین هنگام ساخت یک تیزر برای کمپین پریرول، باید محدودیت زمانی، Hook ابتدایی، پیام تبلیغاتی، هویت برند و CTA از همان مرحله ایدهپردازی در نظر گرفته شوند؛ موضوعی که باعث میشود یک تیزر معمولی لزوماً گزینه مناسبی برای تبلیغات پری رول نباشد.
هزینه ساخت تبلیغات پری رول به یک عدد ثابت محدود نمیشود؛ زیرا نوع ایده، شیوه تولید و سطح اجرای ویدیو میتواند هزینه نهایی را تغییر دهد. یک تبلیغ ۶ ثانیهای ساده با تولید محدود، طبیعتاً به بودجه متفاوتی نسبت به یک ویدیوی داستان محور با فیلمبرداری حرفهای، بازیگر و جلوههای ویژه نیاز دارد. مهمترین عواملی که روی هزینه ساخت یک تبلیغ پریرول تأثیر میگذارند، عبارتاند از:
تقریباً هر کسبوکاری که بتواند پیام خود را در قالب ویدیو منتقل کند، میتواند از تبلیغات پری رول استفاده کند. با این حال، نوع پیام، هدف کمپین و شیوه تولید ویدیو باید با مدل کسبوکار و رفتار مخاطبان هماهنگ باشد.
ساخت یک تبلیغات پری رول حرفهای از انتخاب ابزار تولید شروع نمیشود؛ ابتدا باید ایدهای شکل بگیرد که بتواند در زمان کوتاه توجه مخاطب را جلب و پیام برند را منتقل کند. در رایکاماه، هوش مصنوعی در کنار ایدهپردازی، داستان پردازی و تولید حرفهای قرار میگیرد تا امکان اجرای ایدههای متنوعتر و ساخت نسخههای مختلف یک تبلیغ فراهم شود. آژانس تبلیغاتی رایکاماه میتواند فرایند تولید محتوای ویدیویی تبلیغاتی را متناسب با هدف و پلتفرم کمپین طراحی و اجرا کند.
مزیت استفاده از این رویکرد، فقط سرعت بیشتر در تولید نیست؛ بلکه امکان آزمودن ایدههای بیشتر، ساخت نسخههای متنوعتر و اجرای خلاقانهتر سناریوها را فراهم میکند. در این فرایند، هوش مصنوعی یک ابزار برای گسترش توانایی تیم تولید است و تصمیمهای خلاقانه همچنان بر اساس هویت برند، مخاطب و هدف کمپین گرفته میشوند.
اگر برای برند خود به یک تبلیغ پری رول متفاوت، کوتاه و متناسب با هدف کمپین نیاز دارید، رایکاماه میتواند ایده تبلیغاتی شما را از مرحله سناریو تا تولید نهایی با استفاده از ترکیب خلاقیت انسانی و ابزارهای هوش مصنوعی اجرا کند.
تبلیغاتی پری رول نوعی تبلیغ ویدیویی است که پیش از شروع محتوای اصلی نمایش داده میشود و به برند فرصت میدهد پیش از ورود مخاطب به محتوای مورد نظرش، پیام خود را به او منتقل کند. با این حال، قرار گرفتن تبلیغ در ابتدای ویدیو به تنهایی موفقیت کمپین را تضمین نمیکند؛ کیفیت ایده، شناخت مخاطب و نحوه اجرای ویدیو اهمیت زیادی دارند.
در یک پری رول، Hook و Creative باید بتوانند در همان ثانیههای ابتدایی توجه مخاطب را جلب کنند و سپس پیام برند را به شکلی واضح و کوتاه منتقل کنند. به همین دلیل، کیفیت ویدیوی تبلیغاتی، روایت، تصویر، صدا، تدوین و CTA در کنار هدف گذاری کمپین قرار میگیرند و نتیجه نهایی را شکل میدهند. یک تبلیغ خلاقانه میتواند یک جایگاه کوتاه نمایش را به فرصتی برای ایجاد ارتباط واقعی با مخاطب تبدیل کند.
اگر برای برند خود به یک تبلیغ پریرول حرفهای و متفاوت نیاز دارید، رایکاماه میتواند فرایند ایدهپردازی، سناریونویسی و تولید را با ترکیب خلاقیت انسانی و قابلیتهای هوش مصنوعی اجرا کند. از ساخت تیزر تبلیغاتی تا تولید فیلم کوتاه، مستند و موزیک ویدیو، هدف این است که یک محتوای ویدیویی متناسب با برند، مخاطب و هدف کمپین خلق شود.
بله، در بسیاری از پلتفرمهای تبلیغاتی میتوان نمایش تبلیغ را بر اساس موقعیت جغرافیایی مخاطبان هدف تنظیم کرد.
بله، کسبوکارهای کوچک نیز میتوانند با تعیین هدف، مخاطب و بودجه مناسب از پریرول برای معرفی خدمات یا جذب مشتری استفاده کنند.
بله، اما بهتر است ویدیو برای مشخصات فنی، نسبت تصویر و رفتار مخاطب هر پلتفرم بهینه سازی شود.
بله، میتوان از یک ایده اصلی، نسخههای زبانی و محتوایی متفاوت برای بازارهای مختلف تولید کرد.
خیر. بسته به ایده میتوان از فیلمبرداری، موشن گرافیک، تصاویر تولید شده با هوش مصنوعی یا ترکیبی از این روشها استفاده کرد.
بله، میتوان نسخههای متفاوتی از پیام، تصویر یا پیشنهاد تبلیغاتی را برای گروههای مختلف مخاطبان طراحی و تولید کرد.


