
آژانس تبلیغاتی رایکاماه، برگزار کنندهٔ رویدادهای فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی، به طور آگاهانه در الکامپ ۱۴۰۵ حضور نداشت. این یادداشت نقدی صریح است بر افتتاحیهٔ الکامپ ۲۹، دموی هوش مصنوعی، برچسب «بین المللی»، غیبت اپراتورها و حضور چهرههایی که جایشان روی سن یک نمایشگاه فناوری نبود.
آژانس تبلیغاتی رایکاماه سالهاست یک حرف را تکرار میکند: برندها فقط فروشنده نیستند؛ روایت میسازند و مسئولِ روایتی هستند که میسازند. ما به همین دلیل رویدادهای فناوری محور و مبتنی بر هوش مصنوعی برگزار میکنیم، و به همین دلیل امسال در الکامپ ۲۹ غرفه نگرفتیم. این غیبت اتفاقی نبود. تصمیم بود. و این یادداشت توضیح آن تصمیم است.
بیستونهمین نمایشگاه الکامپ از ۹ تا ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ در محل دائمی نمایشگاههای تهران برگزار شد؛ با حضور وزیر ارتباطات ایران و وزیر ارتباطات عراق، سفرا و نمایندگان کشورهای همسایه. شعار رسمی: «هوش مصنوعی، امنیت دیجیتال، آینده ایران». بیش از ۳۵۰ شرکت، چهل هزار متر مربع، سالن اختصاصی هوش مصنوعی، و در پایان افتتاحیه، رونمایی از چتبات «پادیار» در برابر دو وزیر.
روی کاغذ، همه چیز درست است. مشکل از جایی شروع میشود که کاغذ را کنار میگذارید و وارد سالن میشوید.
رویدادی که شعارش هوش مصنوعی است، در همان لحظهٔ اول باید نشان بدهد این شعار را جدی گرفته. اما در دموی افتتاحیه، همان هوش مصنوعی که قرار بود ویترین نمایشگاه باشد، اسم خودِ نمایشگاه را اشتباه گفت.
این یک باگ کوچک نیست. این تمام ماجراست. وقتی برای دموی افتتاحیه در برابر وزرا، دوربینها و مهمانان خارجی حتی یک بار تست نهایی انجام نشده باشد، پیام روشن است: هوش مصنوعی برای برگزارکننده «محتوا» نبود، «دکور» بود. دکوری که حتی چک نشده بود !
در رویدادسازی، دمو همان لحظهای است که برند وعدهاش را نقد میکند. الکامپ ۲۹ در همان لحظه، وعدهاش را پس گرفت.
سالنها پر بود از واژههای «ابر»، «هوش مصنوعی مولد»، «زیرساخت یکپارچه» و «آیندهٔ دیجیتال». بیرون سالن اما واقعیتِ کاربر ایرانی چیز دیگری است: اینترنتی که پایدار نیست، سرویسهایی که در دسترس نیست، و فاصلهای هر روز بیشتر با دنیای واقعی فناوری.
نمایشگاهی که این فاصله را نه فقط انکار میکند، بلکه روی آن نورپردازی میکند، صادق نیست. برند صادق از محدودیتهایش شروع میکند و از همانجا روایت میسازد. الکامپ ۲۹ از آرزوهایش شروع کرد و انتظار داشت مخاطب باور کند.
خودِ دبیر اجرایی نمایشگاه در نشست خبری گفت الکامپ با حمایت ضعیف دولت و به همت بخش خصوصی برگزار شده، و اپراتورها یعنی همان کسانی که اینترنت این مملکت را میفروشند در نمایشگاه غایب بودند. وقتی اپراتورها نمیآیند، «آیندهٔ دیجیتال» با کدام شبکه قرار است بیاید؟
هر رویداد خوب یک قرارداد نانوشته با بازدید کننده دارد: تو وقتت را در اختیار من میگذاری و من در مقابل، چیزی به تو ارائه میکنم که ارزش این زمان را داشته باشد.
در الکامپ ۲۹، اما به نظر میرسید بخش زیادی از توجه غرفهها بیشتر معطوف به ارتباطات درون سازمانی و تجاری بود تا گفتوگو با مخاطب. جلسات مدیران با مدیران، عکسهای یادگاری با مقامات و رونماییهای پیدرپی، فضایی ایجاد کرده بود که در آن گاهی بازدید کننده فرصت کمتری برای پیدا کردن پاسخ مورد نظرش داشت.
همدلی در بیزنس یعنی بتوانی مسئله مخاطبت را ببینی؛ بدانی با چه سؤالی وارد سالن شده و انتظار دارد با چه پاسخی از آن خارج شود. در الکامپ ۲۹، جای چنین گفتوگویی خالی بود؛ جایی که به جای صرفاً معرفی و رونمایی، میشد بیشتر درباره نیازها، دغدغهها و مسئلههای واقعی مخاطب صحبت کرد.
صحنهٔ افتتاحیه پر بود از تصویرهای آشنا: نوار افتتاح، دستهایی روی دکمهٔ رونمایی و جملههایی درباره اینکه «آیندهٔ ایران امیدبخش خواهد بود». اما کمتر میشد میان این تصاویر و یک محصول مشخص، یک عدد قابلسنجش یا مسئلهای که واقعاً حل شده باشد، ارتباطی پیدا کرد.
عبارتهای فناوری هم تا حدی همین وضعیت را داشتند. «هوش مصنوعی»، «امنیت دیجیتال» و «تابآوری» روی بنرها به چشم میخوردند، اما همیشه مشخص نبود این مفاهیم در عمل قرار است چه مسئلهای را حل کنند یا چه ارزشی برای مخاطب ایجاد کنند.
زبان فناوری زمانی معنا پیدا میکند که به یک کارکرد واقعی، یک محصول یا یک نتیجه مشخص وصل شود. وگرنه حتی جذابترین واژههای تکنولوژیک هم کمکم شبیه به تزئینات میشوند؛ چشمگیر، اما بدون اینکه الزاماً چیزی به تجربهٔ مخاطب اضافه کنند.
در سومین روز نمایشگاه، رئیس و استراتژیست ارشد گروه داتوان روی سن رفت، از ایجاد ۲۷ شرکت در ۱۵ ماه گفت و از تاکسیهایی که به ماینر مجهز میشوند.
اما یک سؤال همچنان مطرح است: چرا فردی با چنین سابقه عمومی و پرونده قضایی، در یک نمایشگاه فناوری در کنار استارتاپها و شرکتهایی قرار میگیرد که با تلاش و سرمایه خودشان در این رویداد حضور پیدا کردهاند؟
در نهایت، انتخاب سخنرانان و چهرههای حاضر روی سن اصلی، بخشی از هویت و اعتبار هر رویداد است. به همین دلیل، چنین انتخابهایی بیش از یک برنامه روی سن هستند و میتوانند بر نگاه مخاطبان و فعالان آن حوزه به خود رویداد تأثیر بگذارند.
نام کامل رویداد، «نمایشگاه بین المللی» است. حضور یک وزیر از عراق و چند سفیر از کشورهای همسایه، به تنهایی برای شکل گیری یک رویداد بین المللی کافی نیست. یک نمایشگاه بین المللی زمانی معنای واقعیتری پیدا میکند که برندها، شرکتها و سرمایه گذاران خارجی هم برای معرفی، همکاری، سرمایه گذاری یا توسعه بازار در آن حضور داشته باشند؛ نه اینکه حضور بین المللی صرفاً به هیئتهای رسمی و برنامههای تشریفاتی محدود شود.
رایکاماه هم دقیقاً به همین دلیل در این دوره شرکت نکرد. ما احساس میکردیم عنوان «بین المللی» با آنچه در عمل میدیدیم، فاصله دارد و ترجیح دادیم برند خودمان را در رویدادی قرار ندهیم که با تعریف ما از یک نمایشگاه بین المللی همخوان نیست.
در نهایت، نام یک رویداد فقط یک عنوان نیست؛ بخشی از وعدهای است که به شرکت کنندگان و مخاطبانش میدهد. هرچه فاصله میان این وعده و تجربه واقعی کمتر باشد، اعتماد به خود رویداد هم بیشتر خواهد شد.
یک نکتهٔ کوچک، بدون اشاره به فرد یا نهاد خاص. وقتی نمایشگاهی خود را «بین المللی» معرفی میکند و در مراسم افتتاحیه، چهرههای رسمی نیز حضور دارند، طبیعی است که این بخش از مراسم، بخشی از تصویر کلی رویداد برای مخاطب باشد.
حضور مهمانان و نمایندگان رسمی میتواند بخشی از فضای معمول یک نمایشگاه باشد و به ارتباط میان بخشهای مختلف کمک کند؛ با این حال، بین المللی بودن یک رویداد را نمیتوان صرفاً از این زاویه ارزیابی کرد. این ویژگی بیشتر در حضور شرکتها و برندهای خارجی، شکل گیری فرصتهای همکاری و تجربهای که برای شرکت کنندگان و بازدید کنندگان ایجاد میشود، معنا پیدا میکند.
بین المللی بودن را نمیشود فقط روی سن اعلام کرد؛ باید در فضای واقعی نمایشگاه، در ارتباطات، همکاریها و تجربهٔ مخاطبان هم دیده شود.
بگذارید کمی دقیقتر نگاه کنیم: از نام اشتباه در دموی هوش مصنوعی تا برخی اتفاقات روز سوم، از غیبت اپراتورها تا شعارهایی که گاهی پشتوانه روشنی نداشتند، تصویر کلی الکامپ ۲۹ با آنچه از یک رویداد فناوری انتظار میرود، فاصلههایی داشت. مسئله لزوماً بی نظمی نبود؛ بیشتر، ناهماهنگی میان چیزی بود که معرفی میشد و چیزی که مخاطب در عمل تجربه میکرد.
برند، در نهایت، تا حد زیادی در همین فاصله شکل میگیرد: فاصله میان وعده و واقعیت. هرچه این فاصله کمتر باشد، اعتماد به برند و رویداد بیشتر میشود. شاید یکی از مهمترین نقدهایی که میتوان به الکامپ ۲۹ داشت، همین فاصله بود؛ فاصلهای که گاهی نه تنها پنهان نمیشد، بلکه در تجربه مخاطب بهوضوح دیده میشد.
ما به رویدادهای فناوری باور داریم. به همین دلیل خودمان برگزار میکنیم. اما رویداد فناوری محور مبتنی بر هوش مصنوعی، سه شرط دارد:
الکامپ میتواند دوباره مهم شود؛ سابقهٔ سه دههایاش این را میگوید. اما نه با تکرار همین صحنه. رایکاماه سال آینده هم همین سؤالها را خواهد پرسید و اگر جواب تغییر نکند، صندلیمان همچنان خالی میماند.


